سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )

41

جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )

سال 140 است . سال 140 همچنين بعد از سال 135 ، كه قبلا اهميت و مؤثّر بودن آن را عرض كردم ، يعنى سال روى كار آمدن منصور . اگر منصور روى كار نمىآمد يا اگر حادثهء بنى عباس پيش نمىآمد ، گويا تقدير عادى الهى اين بود كه در سال 140 بايد حكومت الهى و اسلامى سركار مىآمد . حالا اين بحث ديگرى است كه آيا اين‌كه اين آينده مورد انتظار و توقع خود ائمه عليهم السّلام هم بوده يا آن‌ها مىدانسته‌اند كه قضاء الهى چيز ديگرى است ؟ اين را فعلا بحث ندارم و مىتواند يكى از فصول جداگانهء اين بحث باشد . فعلا صحبت من در وضع امام باقر عليه السّلام است كه ايشان تصريح مىكنند كه تشكيل نظام الهى در سال 140 مقدّر بود ، ما آن را به شما گفتيم و شما افشا كرديد و خداى متعال آن را به تأخير انداخت . دادن چنين اميدها و طرح چنين وعده‌هايى خود يكى از خصوصيات دوران امام باقر عليه السّلام است . البته دربارهء زندگى امام باقر هم ساعت‌هاى متمادى بايد بحث كرد تا تصويرى از زندگى آن حضرت به دست بيايد . بنده در آن مورد هم بحث‌هاى طولانى كرده‌ام . اجمالا در زندگى آن حضرت ، عنصر مبارزهء سياسى واضح‌تر است ، منتها نه مبارزهء حاد مسلحانه . زيد بن على ، برادر آن حضرت ، به ايشان مراجعه مىكند ، حضرت مىفرمايند : قيام نكن و او نيز اطاعت مىكند . اين‌كه ديده مىشود بعضى به جناب زيد اهانت مىكنند به تصور اينكه ايشان حرف امام را كه گفته بودند « قيام نكن » اطاعت نكرده است ، تصور نادرست و غلطى است . امام باقر عليه السّلام كه فرمودند قيام نكن ، او اطاعت كرد و قيام نكرد ، با امام صادق عليه السّلام مشورت كرد ، امام نفرمودند قيام نكن ، بلكه او را تشويق هم كردند . پس از شهادتش هم امام صادق عليه السّلام آرزو كردند كه اى كاش من جزء كسانى بودم كه با زيد بودم . بنابراين ، جناب زيد به هيچ وجه نبايد مورد اين بىلطفى قرار بگيرد . بارى ، امام باقر عليه السّلام قيام مسلحانه را قبول نكرده‌اند ، اما مبارزهء سياسى در زندگى ايشان واضح است و آن را در سيرهء آن حضرت مىشود فهميد ، درحالىكه در دوران امام سجاد احساس مبارزهء صريح نمىشد . هنگامى كه دوران زندگى اين بزرگوار به پايان مىرسد مىبينيم كه آن حضرت حركت مبارزى خود را با ماجراى عزادارى در منى ادامه مىدهد . وصيت مىكند كه ده سال در